1-امروز از در که اومدی یه موسیوی دیگه بودی،نگاهات با هر روز فرق داشت،محبت کردن و بغل کردنت خیلی عاشقانه بود،حتی دوست دارم گفتنت که یه مدتی بود براش معادل!!!! گذاشته بودی و میگفتی این(...........) یعنی دوست دارم !!!!شوکه ام کرد.
کمک کردنت و قابلمه شستنت !!!!(اخه اینقدر از قابلمه شستن بدت میاد که حتی وقتی لطف می کنی ظرف ها رو تو ماشین می چینی ،قابلمه ها به چشت نمی یان و ظرف به حساب نمیاریشون)شاخ رو سرم سبز کرد.ولی بدون که خیلی چسبید وقتی خسته و کوفته رفتم آشپزخونه و همه چی رو مرتب دیدم . دستت طلا و سرت سلامت
2-چند وقتیه منتظر خبر نتیجه مصاحبه کاری هستم و حسابی سرکارم !!!طالع امروزم میگفت که یه تغییر و تحول اساسی و به سرعت در زندگی دارم و تا آخر این هفته خبرش میاد!!
از وقتی دیگه سر کار قبلی نرفتم مدام دنبال کار بودم ،خدا کنه حالا که یه کار خوب پیدا شده و شرایط و محیطش هم خوبه و از همه مهمتر بی ارتباط با کار موسیو هم نیست ،دست های پشت پرده برن کنار و بزارن من به کارم برسم.
تا وقتی استرس درست شدن یا نشدنش با منه نمی تونم رو درسا تمرکز کنم ،برا همین ترجیح میدم بد یا خوب زودتر تکلیفم معلوم شه ،انتظار آدمو پیر می کنه !!!
3-از اون جایی که قراره تعطیلات بهمن بریم مسافرت و من مثل همیشه کلی خرید دارم و هنوز استارت رو نزدم ، هفته جدید واسه من هفته بدو بدو و خرید کردنه .خدا کنه اون چیزایی که نقششون رو کشیدم و قراره بخرمشون زودی پیدا کنم تا تو وقتم و هزینه اش صرفه جویی بشه،بگو ایشاا...!!!!موسیو جان جیب مرا دریاب که بسی زیاد منتظر الطاف شماست!!!
همیشه از اینکه دستم جلو مرد جماعت از جمله موسیو خان دراز باشه بسیار بسیار متنفر بودم ،خدایی تو این 11سال زندگی مشترک چه زمانی که کار می کردم چه حالا یه بار هم نشده من بگم پول بده همیشه خودش چندین نوبت در ماه کارتمو شارژ می کنه و نمی زاره طعم تلخ بی پولی رو بچشیم.هرچند منم تقریبا همه رو پس انداز میکنم و یه وقتهایی که لازم داره یه جا بهش میدم ،خیلی حال می کنه و بهش می چسبه.
البته منم وقتی می رم کارتمو چک می کنم و می بینم شارژ شده ،کلی شارژ میشم و دعاش میکنم.
خدایا خودت عاقبت مارو خیر بگردان و دست دشمنان کوروش و داریوش رو از ایران آریایی کوتاه بگردان.آمین

